تبلیغات
کتیب


کتیب


افسوس
یکشنبه 28 بهمن 1386

در این سیاهی مطلق  عمر من به پایان می رود افسوس

در این غربت    عشق من به اسارت می رود افسوس

در این بیگانگی از تو   شعر من به پایان می رود افسوس

در این مسلخ آشفتگی   روح من به تاراج می رود افسوس

.........




نوشته شده توسط رزالین در یکشنبه 28 بهمن 1386 و ساعت 06:02 ق.ظ

شور عشق
چهارشنبه 17 بهمن 1386

بیا تا من منم من را رها کن

عبور از عشق را بی من بنا کن

من از عشق تو لبریزم میازار

بیا این پیله را از تن جدا کن

تن تبدار من شوق تو دارد

بیا و در آغوشم شوری بپا کن




نوشته شده توسط رزالین در چهارشنبه 17 بهمن 1386 و ساعت 02:02 ق.ظ


خاطره وخیال
سه شنبه 13 آذر 1386

خیلی سال پیش  یه عزیزی تو کتابی که بهم درس میداد نوشت:

سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل

                                                   بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران

و من سالهاست زیر لب زمزمه می کنم:

سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل

                                                                    بیرون نخواهمش کرد حتی به روزگاران




نوشته شده توسط رزالین در سه شنبه 13 آذر 1386 و ساعت 03:12 ق.ظ

شنبه 12 آبان 1386

دخترك خنده كنان گفت كه چیست
راز این حلقه زر
راز این حلقه كه انگشت مرا
این چنین تنگ گرفته است به بر
راز این حلقه كه در چهره او
اینهمه تابش و رخشندگی است
مرد حیران شد و گفت
حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است
 همه گفتند : مبارك باشد
دخترك گفت : دریغا كه مرا
باز در معنی آن شك باشد
سالها رفت و شبی
زنی افسرده نظر كرد بر آن حلقه زر
دید در نقش فروزنده او
روزهایی كه به امید وفای شوهر
به هدر رفته هدر
زن پریشان شد و نالید كه وای
وای این حلقه كه در چهره او
باز هم تابش و رخشندگی است
حلقه بردگی و بندگی است

فروغ فرخزاد




نوشته شده توسط رزالین در شنبه 12 آبان 1386 و ساعت 02:11 ق.ظ

چهارشنبه 14 شهریور 1386

تنها لحظات شیرین زندگی ام رابخاطر مادرم از سرزمین عشق پس گرفتم و ریختم پای گهواره كودكی ام ، آنجا كه او تمام خاطرات جوانی اش را در لای لای خلاصه كرده است




نوشته شده توسط رزالین در چهارشنبه 14 شهریور 1386 و ساعت 01:09 ق.ظ
Desined By Mohamad + Alireza